صدای ناله هایی در شب

1 7,053

 در مرکز شهر مکزیکو، در دل شب ناله ای سوزناک از خانه ای بر می خیزید. گفته میشود که صدای ناله از آن زنی است که غمگینانه فریاد می زند:« آه فرزندانم، فرزندان بیگناه و بی نوای من»
نام آن زن لالورونا یا زن گریان است. او لباس بلند ژنده ای بر تن دارد که پر است از لکه های خون. در طی شب راه می افتدو ناله هایش را سر می دهد.

ghost-house-felip-mars
بر طبق افسانه های مکزیکی که تاریخ آن 1550 باز می گردد صدا متعلق است به لوییزا دونالوییزا لوروز دو رگه ای سرخپوست اسپانیایی با زیبایی خیره کننده که نجیب زاده ای به نام دون نونو دو مونتکلاس او را معشوقه خویش کرد. زن برای او سه فرزند زایید. و در انتظار آن بود که نجیبزاده ای او را به همسری خود برگزیند.
اما دون نونو اعتنایی به احساسات او نداشت و وقتی عواطفش فرو نشست زن را رها کرد.

 

Zena-v-ciernom-2
لوییزای عاشق که دچار اندوه فراوان شده بود یکشب به سوی خانه عاشق خویش به راه افتاد به امید آنکه او را بیابد و او را وادار به بازگشت کند.
سرانجام او را پیدا کرد اما در میانه ی جشن باشکوهی که به افتخار عروسی او با زنی اسپانیایی و نجیبزاده ترتیب یافته بود.
لوییز، گریان به سوی او دوید اما مرد او را از خود راند و گفت از آنجا که او خون اصیل ندارد نمی تواند همسر او شود.

285165_1024_a_fekete_ruhas_no2_a_halal_angyala__6_
زن در حالتی غیر عادی به سوی خانه ی خویش بازگشت و از سر خشم فرزندان خود را با دشنه به قتل رسانید، و درحالیکه سراپایش از خون فرزندانش پوشیده شده بود جیغ زنان به میان خیابان ها دوید تا آنکه دستگیر و به جرم قتل به زندان افکنده شد.
دونا لوییزا، در ملاءعام بدار آویخته شد و بدنش مدتها به دار آویزان بود تا موجب تنبیه مردم شود. از آن هنگام به بعد هر شب روح او در کوچه ها سرگردانست و فرزندانش را صدا می کند.

اشتراک گذاری

۱ دیدگاه

قرار دادن یک دیدگاه