آیا پیوند سر هویت انسان ها را تغییر می دهد؟

0 2,694

قرار است اولین پیوند سر کامل جهان در سال ۲۰۱۷ توسط یک متخصص علوم اعصاب ایتالیایی به نام سرجیو کاناورو انجام بشود؛ البته اگر این جراح بتوانند این طرح را به تصویب سازمان‌های مرتبط برساند. یک بیمار روسی به نام والری اسپیریدونوف که از ناحیه دست و پا فلج است برای انجام این عمل جراحی پیچیده یکروزه داوطلب شده و قرار است سرش به یک بدن سالم پیوند بخورد.در ادامه با بدندید همراه باشید.

پیشنهاد این عمل جراحی بسیار بحث برانگیز بوده و کارشناسان هنوز درباره امکان پذیری آن سوال دارند. البته بحث‌های پیرامون طرح دکتر کاناورو فقط به مسائل فنی محدود نمی‌شد و مباحث اخلاقی و فلسفی زیادی پیرامون آن مطرح میشود. اولین سوالی که بنظر میرسد این است که یک موجود زنده با سر این جوان روسی و بدن یک فرد دیگر چه کسی خواهد بود؟ آیا این فرد جدید همان والری اسپیریدونوف است؟ اسپیریدونوف بارها در مصاحبه‌هایش اعلام کرده است که عمل جراحی پیوند سر را فرصتی برای زندگی با یک بدن سالم می‌داند. البته بنظر نمی‌رسد ماجرا به این سادگی باشد.

o-russo-valery-spiridonov-de-30-anos-se-apresentou-como-voluntario-para- 

اگر از بیرون به داستان اولین عمل پیوند سر نگاه کنیم، ماجرا میتواند اینطور باشد : این جوان روسی اهدا کننده سر است نه دریافت کننده بدن سالم. در واقع بیمار روسی سر خودش را به کسی اهدا میکند که  سرش را از دست داده است. به این ترتیب یک نفر می‌توان با هویت خودش اما با سر یک فرد دیگر به زندگی ادامه دهد. اگر اینطور به ماجرا نگاه کنیم، این جوان روسی با دست خودش حکم مرگش را امضا خواهد کرد.

اگر مسائل علمی‌و فنی این عمل پیچیده را کنار بگذاریم، متوجه خواهیم شد که این عمل جراحی مجادله‌های علمی‌و فلسفی قدیمی‌را زنده کرده است. جان لاک، فیلسوف قرن هفدهم معتقد بود عینیت و هویت یک انسان در واقع همان پیوستگی روانی اوست. لاک این نظریه اش را با یک مثال جالب توضیح می‌دهد؛ تصور کنید روح یک شاهزاده – که آگاهی و هوشیاری زندگی گذشته را با خود همراه دارد – وارد کالبد یک پینه دوز شود. احتمالاً شما هم با جا لاک موافقید که موجود زنده ای که با بدن پینه دوز و سر شاهزاده زندگی میکند، هویت خودش را به عنوان یک شاهزاده می‌شناسد. این فرد جدید خودش را در معرض افتخارها و سرافکندگی‌های زندگی گذشته یک شاهزاده می‌بینید نه یک پینه دوز.

خودتان را جای یک بیمار قطع نخاع بگذارید؛ آیا حاضرید ریسک جراحی پیوند سر را بپذیرید؟
خودتان را جای یک بیمار قطع نخاع بگذارید؛ آیا حاضرید ریسک جراحی پیوند سر را بپذیرید؟

این نظریه جان لاک تا به امروز تاثیرگذاری خودش را حفظ کرده است اما بیشتر فیلسوف‌ها بر این باورند که جایگاه هوشیاری و آگاهی مغز است نه روح. اگر بخواهیم خوانش مدرن نظریه جان لاک را پیدا کنیم باید نگاهی به نظریان سیدنی شومیکر بیاندازیم. این فیلسوف بجای پیوند روح به پیوند مغز نگاه میکند. بگذارید مثال شومیکر در این زمینه را هم برایتان بگوییم: اگر مغز آقای براون به اسکلت بدون سر خانم رابینسون پیوند داده شود، با فردی روبرو خواهیم شد که شبیه رابینسون است اما در واقع براون است چون این فرد گذشته براون را به عنوان گذشته خودش به یابد می‌آورد. جالب بدانید شومیکر نام این فرد جدید را رابینسون می‌گذارد؛ چون این آدم جدید هم آقای براون است و هم خانم رابینسون.

can-zapping-your-brain-with-a-battery-make-you-a-genius-0.jpg

نظریه لاک به اندازه دیدگاه این جوان روسی درباره ایده دکتر کاناورو توجیه پذیر است. سر اسپیریدونوف جایی است که مغز او در آن وجود دارد. و چون مغز جایگاه بخش روانی زندگی افراد است، فردی که با سر اسپیریدونوف و بدن کس دیگری زندگی میکند از لحاظ روانی به گذشته اسپیریدونوف وابسته است و در نتیجه زندگی او را ادامه خواهد داد.

این استدلال‌ها بسیار قوی و متقن بنظر می‌رسند اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بعد از پیوند سر همه چیز به همین ترتیب پیش برود. یکی دیگر از احتمالات این است که عمل جراحی حافظه جوان روسی را از بین ببرد. با این فرض، کسی که بعد از عمل جراحی بیمارستان را ترک میکند هیچ آگاهی از گذشته اسپیریدونوف ندارد و خودش را با این نام نمی‌شناسد. اگر از دید جان لاک به این احتمال نگاه کنیم، بعد از عمل جراحی دیگر فردی به نام اسپیریدونوف وجود خارجی نخواهد داشت. در این صورت نتیجه عمل جراحی تولد یک انسان است که با سر اسپیریدونوف زندگی میکند اما نشانی از هویت او ندارد.

mind-blown

نظریه جان لاک در چند سال اخیر توسط فیلسوف‌هایی که خودشان را با نام اینمالیست می‌شناسند، مورد هجمه قرار گرفته است. این فیلسوفان بر این باورند که همه ما یک انسان حیوانی هستیم و فردی که بعد از عمل پیوند سر خواهیم دید همان اسپیریدونوف خواهد بود. از دیدگاه آنان فرقی نمی‌کند سر روی کدام بدن باشد چون سر ما بخش انسانی ما را میسازد و بدن مان بخش حیوانی را. برخلاف جان لاک، انیمالیست‌ها به این عمل جراحی به عنوان یک موضوع جسمی‌نگاه می‌کنند نه یک موضوع روانی. می‌توانید یک هفته بدون اینکه خودتان را قضاوت کنید یا درباره خودتان فکر کنید، زندگی کنید؟ همه ما تا وقتی خودمان هستیم که مرتب درباره موجودیت مان با خودمان کلنجار برویم.

51b3adceff77a5d11ed672d713e061cb2e0b2038

حتی اگر از دید یک انیمالیست به این قضیه نگاه کنیم هم موضوع به سادگی حل نمی‌شود. تا وقتی که مغز و سر یک انسان حیوان زنده و کارآمد باقی بمانند، از دست دادن بدن یا اندام‌های داخلی نمی‌تواند به او آسیبی بزند. در واقع برای انسان بودن به تمام بدن نیاز نداریم. هم از دید انیمالیست و هم از دید جان لاک، ممکن است تصور اسپیریدونوف از جراحی پیوند سر درست باشد و بتواند فرصت زندگی با یک بدن سالم را پیدا کند. اما عینیت و هویت یک فرد بدون مقدار بسیار کوچکی از پیوستگی روانی اش هم تحت تاثیر قرار می‌گیرد و ممکن است این اتفاق برای این جوان روسی هم بیفتد.

اگر اسپیریدونوف به دنبال حفظ پیوستگی روانی اش در کنار داشتن یک بدن سالم باشد، نمی‌توان تا قبل از سال ۲۰۱۷ نتیجه یا موفقیت آمیز بودن عمل را پیش بینی کرد. با وجود بحث‌ها و بررسی‌های زیادی که در چند سال گذشته روی ایده پیوند سر انجام شده است، تاثیر آن روی زندگی روان انسان‌ها هنوز هم ناشناخته است.

منبع:ساختنی ها

اشتراک گذاری

قرار دادن یک دیدگاه