گفتگویی متفاوت و خواندنی با ستاره این روزهای والیبال,سید محمد موسوی

0 284

والیبالیستهای جوان و بلندبالای کشورمان امروز در زمره محبوب ترین ها قرار دارند. سید محمد موسوی از آن دسته ملی پوشانی است که محبوبیت ویژه تری دارد. پسر قدبلند و خوزستانی تیم ملی در بدترین روزها هم مایه افتخار کشور عزیزمان بوده است.با بدندید همراه باشید.

سرعتی زن شماره ۶ تیم ملی با وجود عملکرد نه چندان خوب تمی ملی در جام جهانی، توانست عنوان بهترین مدافع جهان را از آن خود کند تا توشه ملی پوشان در این مسابقات هم خالی از افتخار نباشد. با محمد موسوی دوست داشتنی والیبال ایران که خیلی ها او را با نام «سید» می شناسند، گفت و گویی متفاوت و خواندنی ترتیب دادیم.

 سید محمد موسوی: خیلی مشتاقم ازدواج کنم

عجیب ترین سوالی که از شما پرسیده شده را به یاد دارید؟

سوال های عجب و غریب زیاد از ما پرسیده می شود. اما آن دسته از سوالاتی که بعضا درباره والیبال پرسیده می شود، عجیب تر است. بعضی اوقات کسانی که درباره والیبال هیچ اطلاعات یا شناختی ندارند سوالاتی می پرسند که واقعا خنده دار است! یک سوال دیگر هم هست که خیلی ها از من می پرسند: «چرا اینجوری سرویس می زنی؟»

به چه چیزی فوبیا داری؟

از هیچ چیز نمی ترسم. کلا همیشه با همه چیز کنار می آیم. فقط از ظرف شستن متنفرم. معمولا وقتی ظرف می شورم کلی از ظرف ها می شکند و آشپزخانه خیس و کثیف می شود.

کاری هست که خیلی خوب آن را انجام بدهی؟

ما والیبالیست ها خیلی زمان نداریم که بتوانیم که کاری به جز والیبال انجام دهیم. تمرینات و مسابقات به حدی وقت ما را می گرید که در زمان کوتاه فراغت مان فقط باید استراحت کنیم. البته خودم فکر می کنم در رانندگی مهارت زیادی دارم و شاید بتوان گفت رانندگی کاری است که خیلی خوب انجام می دهم. نزدیک ۱۰ سال است که رانندگی می کنم اما حتی یک بار هم تصادف نکردم.

اهل آشپزی هم هستید؟

جدیدا به آشپزی علاقه مند شدم. بعضی غذاها مثل ماکارونی و لازانیا را عالی درست می کنم.

برای همین رستوران زدی؟

شاید! رستوران من ایتالیایی است و با دستپخت خوبی که دارم خودم می توانم سرآشپز رستورانم شوم.

عجیب ترین غذایی که تاحالا خوردی چه غذایی بوده؟

سوپ قورباغه! یک بار که با تیم ملی به چین رفته بودیم یک سوپی خوردیم که اتفاقا به نظرم خیلی خوشمزه بود. بعدا متوجه شدیم که این غذا سوپ قورباغه است.

اگر شرایطی پیش بیاید که تو مجبور باشی همه عمرت یک غذا را بخوری، چه غذایی را انتخاب می کنی؟

ماهیچه را خیلی دوست دارم. اگر سیر هم باشم می توان این غذا را بخورم.

اگر قرار باشد به یک جزیره تبعید شوی و فقط یک نفر را با خودت ببری، آن یک نفر چه کسی است؟

سوال سختی است اما من مادرم را با خودم می برم.

چه کسی شما را بیشتر از همه می خنداند؟

با شاهین مفیدی، علی حسینی، فرهاد قائمی و… خیلی می خندم. کلا لیبروها خیلی جوک هستند!

سخت ترین شرایطی که در آن بیمار شدید، چه شرایطی بوده؟

من اصلا مریض نمی شوم. تاحالا سرما نخوردم. اما مصدومیت زیاد داشتم. فقط از مادرم شنیدم که در دوران نوزادی زیاد تشنج می کردم.

عجیب ترین شایعه ای که از خودتان شنیدید؟

بیشترین موضوعی که درباره آن صحبت می شود، بحث ازدواج من است. تقریبا هر روز هفته صحبت هایی در این زمینه به گوش می رسد. با وجود این که من هنوز ازدواج نکرده ام.

چرا ازدواج نمی کنی؟

هنوز موقعیتش برای من پیش نیامده است. اتفاقا خیلی مشتاقم که ازدواج کنم اما هنوز آن اتفاقی که باید رخ بدهد رخ نداده است.

خوش تیپ ترین والیبالیست ایران کیست؟

سعید معروف!

محبوبیت زیادت بین نوجوانان و جوان ها را چطور مدیریت می کنی؟

سعی می کنم جاهایی که شلوغ است کمتر بروم. چون اعتقاد دارم اگر به جایی می روم باید برای همه به یک اندازه وقت و انرژی بذارم. خیلی وقت ها تلاش می کنم وقتی حال و حوصله ندارم، جوری تردد کنم که هودارا من را نبیند تا بداخلاقی یا خستگی من برای آن ها سوءتفاهم ایجاد نکند.

تاحالا شده اسم خودت را در گوگل سرچ کنی؟

نه! کلا هیچ چیز را توی گوگل سرچ نمی کنم. اخبار مربوط به والیبال را هم معمولا از طریق اینستاگرام چک می کنم. هواداران من را توی اخباری که در ارتباط با خودم هست تگ می کنند. گاهی اوقات هم از طریق روزنامه های یا تلویزیون اخبار را دنبال می کنم.

معروف ترین شخصی که شماره اش در گوشی شما ذخیره شده چه کسی است؟

سیروان خسروی.

از چند سالگی متوجه شدی که قدت از بقیه هم سن و سالانت بلندتر است؟

از بچگی از هم سن و سال هام بلندتر بودم. در دوران مدرسه هم همیشه میز آخر می نشستم. خیلی بچه شیطانی نبودم اما گاهی شیطنت های زیرپوستی می کردم. اما در کل خیلی آرام نبودم.

از کِی والیبال بازی می کردی؟

از هفت یا هشت سالگی. من هم مثل خیلی از فوتبالیست ها از زمین خاکی والیبالم را آغاز کردم. نزدیک منزلمان یک زمین خاکی بود که جمع می شدیم آنجا و والیبال بازی می کردیم. روزهایی که اصلا انرژی ام تمام نمی شد و خستگی برایم مفهومی نداشت.

متولد چه سال و چه ماهی هستی؟

من متولد مرداد سال ۶۶ هستم. البته یک شصت و ششی خسته!

خصوصیات مردادماهی ها را هم داری؟

بله به شدت. مثل مردادی ها مغرورم و احساسم را بروز نمی دهم. سخت و کوتاه عصبانی می شوم اما وقتی عصبانی بشوم دیگر هیچ چیزی جلودارم نیست. معمولا با شکستن یک وسیله عصبانیتم فروکش می کند.

طرفدارانت برای چه هدیه هایی می فرستند؟

پفک، دستبند، بافتنی! معمولا هدیه هایی که دست ساز باشند را از هوادارانم قبول می کنم. ولی کادوهایی که خیلی گرانقیمت باشند را اکثرا قبول نمی کنم.

شماره تلفنت هم تاحالا لو رفته؟

بله. متاسفانه بارها این اتفاق افتاده و من مجبورم به خاطر این موضوع بارها خطم را عوض کنم. نمی دانم چه جوری شماره خط شخصی من را پیدا می کنند. در اینستاگرام بسیار فعال هستم و با هوادارانم از این طریق ارتباط دارم. پس نیازی نمی بینم برخی ها بخواهند با فرستادن پیام به خط شخصی ام با من در ارتباط باشند. من این قبیل رفتارها را به عنوان دخالت و ورود به زندگی شخصی ام تلقی می کنم و اصلا نمی پسندم.

در اینستاگرام بهت توهین هم شده؟

خیلی کم. شاید اگر بتوانم به درصد بگویم باید بگویم ۹۹درصد هواداران اهل توهین و اهانت نیستند و یک درصد باقی مانده هم اکثرا افرادی هستند که با صفحه جعلی بدون مشخصات کامنت های توهین آمیز می گذارند.

وسیله یا لباس شانس هم داری؟

بله. یک زنجیر نقره دارم که ۱۰ سال است در گردنم است. خیلی دوستش دارم و اغلب مواقعی که دفاع می کنم و این زنجیر به صورتم برخورد می کند، حس خوبی بهم دست می دهد.

کلا به شانس اعتقاد داری؟

به شدت اعتقاد دارم و باید بگویم خیلی خوش شانسم. من اصلا لوک خوش شانسم. مثلا در شلوغ ترین جاهای شهر که هیچ وقت جای پارک نیست به محض اینکه من قصد پارک کردن ماشینم را داشته باشم یک جا خالی می شود و من می توانم پارک کنم. در زندگی والیبالی هم خیلی خوش شانس بودم. به صورتی که انگار رشد و پیشرفت من در والیبال شبیه به یک پازل از قبل طراحی شده بود. برای مثال در دوره ای به خاطر نگاه فدراسیون و تصمیم ب رجوان کردن تیم، ما دعوت شدیم. با بازیکنان خوب و مربیان بزرگ هم نسل شدم و همه چیز دست به دست هم داد که شرایط خوبی مهیا شود.

سربالایی والیبال برای تو چه مقطعی بود. یعنی بیشترین سختی را در چه دوره ای متحمل شدی؟

در رده جوانان و زمانی که تیم ملی از هدایت ستکوویچ بهره مند بود، سخت ترین روزها را تجربه کردیم. واقعا دوره پرتلاشی بود. از طرفی تمرینات سخت و فشرده و از طرفی استرس خط خوردن از تیم ملی کار را سخت کرده بود. بعضی اوقات سختی شرایط و دور بودن از خانواده من را تا مرز گریه کردن هم پیش برد. هفت تا هشت ساعت تمرین می کردیم.

اگر برنده یک جایزه مهم می شدی و می توانستی پشت تریبون صحبت کنی، چه جمله ای می گفتی؟

احساس های این چنینی واقعا قابل وصف نیست. به نظر من هر کسی هم که در این شرایط جمله ای می گوید کاملا کلیشه ای است زیرا هر احساسی را نمی توان بیان کرد. در ژاپن و در پایان مسابقات جام جهانی وقتی کاپ بهترین مدافع جهان را به من دادند با وجود اینکه تیم ملی نتیجه نگرفته بود، اما واقعا خوشحال بودم که توانسته ام این افتخار را کسب کنم. شاید بهترین حسی است که هر انسانی در طول زندگی اش تجربه می کند و نمی تواند کامل به زبان بیاورد.

سید: خیلی مشتاقم ازدواج کنم

تاحالا شده شما را با کسی دیگر اشتباه بگیرند؟

معمولا کسانی که خیلی والیبالیست ها را نمی شناسند ما را با هم اشتباه می گیرند و بعد هم کلی معذرت خواهی می کنند. اما من از این موضوع نه ناراحت می شوم و نه عصبانی. حتی برایم جالب هم هست.

در برابر شوخی های بی ادبانه چه عکس العملی داری؟

معمولا سرم را پایین می اندازم و می روم!

با خبرنگاران تاحالا مشکل داشتی؟

معمولا با اهالی رسانه رابطه خوبی دارم. فقط یک بار مطلبی درباره من چاپ شد در یکی از روزنامه ها که بسیار ناراحتم کرد و جواب و تکذیبیه آن را با انتشار مطلبی در یک روزنامه دیگر دادم. ولی تاکنون کار به شکایت و اعتراض رسمی نرسیده است.

چی بیشتر از همه تو را عصبانی می کند؟

اشتباهات داوری خیلی من را عصبانی می کند، مخصوصا داورانی که روی اشتباهات خود پافشاری می کنند. البته در کل هر کسی که با من مخالفت کند هم من را عصبانی می کند. همه باید با من موافق باشند!

به لژیونر شدن فکر کردی؟

زمانی که جوان تر بودم. فکر کنم ۱۹ سال داشتم که از لیگ ایتالیا به من پیشنهادی داده شد که به دلیل شرایط آن زمان نرفتم. اما الان دیگر خیلی علاقه ای به لژیونر شدن ندارم. در ایران مشغله های زیادی دارم و البته بر این باورم که لیگ ایران یکی از لیگ های معتبر دنیاست و بازی در آن می تواند باعث پیشرفت باشد.

 

منبع: tozibae

اشتراک گذاری

قرار دادن یک دیدگاه