ماجرای جذاب 5 نفری که مردند و زنده شدند،فکر میکنید در آن لحظات چه چیزی دیدند؟

1 11,058

“هیچ کس نمی‌خواهد بمیرد. حتی آدم‌هایی که می‌خواهند به بهشت بروند نمی‌خواهند بمیرند تا به آن‌جا برسند. و به هر حال مرگ مقصد مشترک همه‌ی ما است. هیچ‌کس تا به حال از آن نگریخته است. و باید همین‌طور باشد، چون به احتمال خیلی زیاد مرگ بهترین ابداع زندگی است.با بدندید همراه باشید.

مرگ نماینده‌ی تحول زندگی است. مرگ قدیمی را پاک می‌کند تا راه را برای جدید باز کند.” استیو جابز

shutterstock_196145192-672x372

گزارش‌ها و موارد پژوهش‌شده‌ی پرشماری درباره‌ی تجربیات زندگی قبلی وجود دارد که حاکی از امکان‌پذیری زندگی پس از مرگ است. تقریبا در تمام موارد ثبت شده‌ی حلول مجدد روح، کشف شده‌است که یک دوره‌ی زمانی متغیر بین مرگ فرد و حلول مجدد روح‌اش وجود داشته‌است. بنابراین وقتی ما می‌میریم چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا این “برزخ” احتمالی دارای صفحات وجودی مختلف است؟

بسیار خوب، وقتی ما می‌میریم، جسم فیزیکی ما این‌جا در زمین باقی می‌ماند، در حالی نیروی حیات‌مان (پرانا–شاکتی) در کیهان رها می‌شود. اساسا هرچند ما دیگر وجود نداریم، اما ضمیر آگاه‌مان ادامه دارد.

زنده شدن پس از مرگ

این ۵ فرد مرگ و زندگی پس از مرگ را تجربه کرده‌اند. آنها درباره‌ی چیزهایی که در میان این واقعیت و واقعیت بعدی دیده‌اند، حس کرده‌اند، و شنیده‌اند صحبت می‌کنند.

۱. جف در ۱۵ سالگی شیمی‌درمانی می‌شد. او به گَندخونی یا سپتیسمی مبتلا بود و روده‌اش عفونی شد. خون‌ریزی او آغاز شد. فورا او را به بیمارستان رساندند، در آن‌جا چند بار به بیرون از این دنیا لیز خورد و برگشت. او تجربه‌ی زندگی پس از مرگ‌اش را مانند “زدن دکمه چرت (اسنوز) در آلارام” توصیف می‌کند.

اگر می‌خواهید بدانید تا این حد نزدیکی به مرگ چه حسی دارد، باید بگویم وسوسه‌انگیز است. مانند این است که ۷ صبح بخواهید کلید چرت (اسنوز) را بزنید. و شاید واقعا یک یا دو بار آن را بزنید اما بعد به یاد می‌آورید که باید به محل کار یا مدرسه بروید و خواب می‌تواند صبر کند، چون هنوز کارهای مزخرفی دارید که باید انجام دهید.

۲. برین موقتا در اثر تصادف با موتورسیکلت مرد. بعد از برخورد با تیر برق با سرعت ۵۰ مایل در ساعت، به قلمروی تاریکی وارد شد. او می‌گوید از خواب بیدار شد چون فردی داشت سر او فریاد می‌کشید.

وقتی چشم‌هایم را باز کردم دیدم برادرم کنار من روی سنگفرش چمباتمه زده‌است. این عجیب بود چون برادرم سال‌ها بود که در اثر اوردوز مواد مخدر از دنیا رفته‌بود. من واقعا نمی‌توانستم ذهن‌ام را متمرکز کنم تا صحبت کنم، برای همین فقط او را نگاه کردم.Screen-Shot-2016-07-08-at-1.46.00-PM-300x223

۳. استیو در سن ۵ سالگی، هنگامی که مادرش فکر می‌کرد مشغول بازی است، در استخر شنا تقریبا مرد. او اکنون در اثر این تجربه تصویرهای درخشانی می‌بیند.

بین آن لحظه و لحظه‌ای که آب بالا آوردم، بعد از این‌که او من را از استخر بیرون کشید، هیچ‌چیز نبود. اما با وضوح کامل به یاد می‌آورم که وقتی نگاه می‌کردم آب همه‌چیز را به درخشش وامی‌داشت، و گاهی هنگامی که در بیرون قدم می‌زنم، یا وقتی نور خیلی روشن باشد، آن درخشش غوطه‌ور در آب را می‌بینم.

۴. کیتی در سن ۷ سالگی به جراحی چشم نیاز داشت. به علت دشواری‌های ناشی از بیماری آسم او، بیهوشی برای جراحی سبب ایست قلبی‌اش شد و مرد. این تجربه دیدگاهی غم‌افزا نسبت به مرگ برای او باقی گذاشت.

این یک تجربه‌ی جادویی نیست… شما فقط خوابیده‌اید، تنها گاهی می‌توانید از این خواب بیدار شوید، همان‌طور که من بیدار شدم، و گاهی نمی‌توانید. اما به هر حال ناراحت‌کننده است چون هیچ‌چیز نیست… زندگی پر از بو و صدا و مشغله و سرگرمی و تفریح و چیزهای رنگی است و مرگ، مرگ هیچ محض است.

۵. راون ۱۰ دقیقه‌ی کامل ضربان نداشت، و در اثر نارسایی قلبی مرده‌بود.shutterstock_376051666-300x197

نهایتا اتاق سیاه شد و یک حس آرامش وجود من را فرا گرفت، انگار داشتم به خواب می‌رفتم. هیچ چیز خوب یا بدی ندیدم، فقط پوچی.

 

منبع: bazdeh

اشتراک گذاری

۱ دیدگاه

قرار دادن یک دیدگاه