حق وتوی هیئت ژوری، سکوی قهرمانی را از زیر پای بهداد سلیمی کشید!!!

0 469

پهلوان جهان باشی، رکورد وزنه برداری را جا به جا کنی، سه چراغ سفید داشته باشی اما مدل طلا را بدهند به دیگری!!!

یک ضرب بهداد:

دو ضرب بهداد:

حرکت سوم بهداد:

اما آنچه در ادامه رخ می دهد:

حتی نای راه رفتن هم نمی ماند:

پشت همه ی بغض ها و ناداوری ها تو هنوز قهرمانی:

و زیباترین دلداری عاشقانه 2016 برای توست:

photo_2016-08-17_12-13-23

هر چقدر عاشقى بلدم خرج تو مى کنم
قهرمان زندگى من! در شش ماه اخیر خانه دل ما پر از خلأ و رویا و امید بود. عجب تضادى !

تو مصدوم شدى. موجودى از جوهره بودنِ من و تو شکل گرفت و شد دلیلِ شادى هاى روزهاى کم نورمان. تو بودى و نبودى. اولین تجربه هاى مادرى را تنهایى سپرى کردم و سرسپرده صدایت شدم. هراس نبودنت و دردهایى که خبر از آمدن الهه عشق میداد عجب خوب با هم عجین شدند. شایعه هاى مهمل، درد پایت را دو چندان کرد. دست به دست هم مچاله اشان کردیم و یکضرب پرتابشان کردیم به دورتر از مرزهاى ریو.

الهه عشق در روزهاى گسِ دورى خبر از تولد مى داد. سلین آمد و تو رفتى براى اردوهاى بلند مدت. راستى بهدادم چه خوب که الهه عشقمان نوزاد است و یادش نمى ماند روزهاى اول خنده و گریه هایش را بابایى نبود و ندید.

پشت تلفن دلداریم دادى و بغض هایت را شنیدم، روى ذره ذره قلبم حسش کردم. اشک نریختم ولى گونه هایم خیس شد از دوریت.

دردها را سرکوب کردى و با ایمان رفتى. رخسارت دلم را پاره پاره کرد و ژرفاى زنانگى امانم نداد. سه چراغ سفید ثانیه ها چرخیدند و رقصیدند ولى ژورى چراغ ها را خاموش کرد.

سحرگاه ٢٧ مردادماه شاید بخاطر ناداورى ها براى من و تو تاریک باشد ولى بلند شو عزیزترینم استوار و پابرجا برگرد و آینده را چراغانى کن. تو بدان همیشه قهرمان زندگى منى. مرد طلایىِ من، با تو رکورد تمام دوست داشتن ها را زده ام.

طلوع آفتاب را به تماشا مى نشینم و خدا را شکر مى کنم سالم هستى.
بیا که فاصله ها خنده از لبم ربوده. دارم تمام مى شوم بیا و با آمدنت من و سلین را به خوابهاى طلایى بسپار.

سوگل طالب لو
براى دوستى نازنین که دردها مشترکند و عشق ها بى مثال”

و البته مهر بر مهر که بی شک تو قهرمانی:

 

در انتها، به قول سیاوش خیرابی : داورجان خوبی؟ امیدوارم بهترم بشی.

 

 

اشتراک گذاری

قرار دادن یک دیدگاه