آقای گودرزی خوش نیامدید!

0 73

عمر اولین وزیر ورزش رسمی کشور یک کابینه چهار ساله را قد نداد تا دکتر محمود گودرزی تنها در فاصله چند ماه مانده به پایان دولت از سمت مهم خود کناره گیری کند.

بلند شدن گودرزی از روی صندلی وزارت با هر عنوانی که باشد خواه استعفا، خواه اجبار به استعفا و یا هر اسم دیگر معنا و مفهوم عمیقی در خود دارد. عمیق به ژرفای اشتباه در تشکیل وزارت خانه ای با دو مسئولیت بی ربط ورزش و جوانان، به ژرفای اشتباه حضور استادی برجسته در علم و ناکارآمد در اجرا. به ژرفای اشتباه های زیادی که انجام داد و البته بسیارش را پیش از رفتن خودش فهمید.

نام دکتر محمود گودرزی، همان که پیش از وزارت نهایتا به عنوان کارشناس و تئوریسین علوم ورزشی مورد مصاحبه قرار می گرفت، به عنوان اولین وزیر ورزش ایران پس از تغییر چارت سازمانی دولت و تشکیل این وزارت خانه در خاطره ها خواهد ماند. پس از سه بار بی اعتمادی مجلس به گزینه های معرفی شده توسط دکتر روحانی سرانجام دکتر گودرزی بود که توانست از این مرحله سخت عبور کند. شایعاتی در همان زمان مطرح شد که دکتر گودرزی چگونه و با چه ترفندهایی توانسته از مجلس آن زمان که که اکثرا در جناح مخالف دولت قرار داشتند رای اعتماد بگیرد. شایعاتی که هیچ گاه تایید یا تکذیب نشد، اما رد پای صحت آنها در برخی تصمیمات وزیر به چشم می خورد.

در وجهه علمی و دانشگاهی دکتر گودرزی کمتر کسی است که تردیدی داشته باشد. استاد تمام دانشگاه تهران که عمری را به تحقیق و تحصیل علوم ورزشی سپری کرده مرتبه علمی برجسته ای دارد که سرسخت ترین مخالفانش هم به آن اذعان دارند گودرزی اما نتوانست آنچنان که باید و انتظار می رود از پس یک پست مهم اجرایی بر آید. بدون تردید برای ارزیابی و نمره دادن به عملکرد وی نیاز به یک کار کارشناسی دقیق و با برنامه وجود دارد چرا که مسلما کارنامه کاری او مانند هر شخص و مقام دیگر نقاط مثبت و منفی زیادی خواهد داشت.

گودرزی با شعار همگانی کردن ورزش و احیای رشته های پایه و پرمدال پا به میدان نهاد اما این دو آرزوی مهم هیچ گاه تحقق نیافت. ورزشی که ادعا می شد با همگانی شدنش می تواند بخش عمده ای از هزینه های مربوط به بخش بهداشت و سلامت و … را کاهش بدهد همچنان “قهرمان” و ” قهرمان گرا” ماند تا پراید همچنان تنها انگیزه خانواده ها از ورزش کردن با کفش پاشنه بلند و کت و شلوار و دست تکان دادن در دوربین همایش های پیاده روی و … باشد. در باب توجه به ورزش های پرمدال نیز گودرزی قدم در راهی سخت و دشوار به نام جنگ با فوتبال نهاد و در نهایت کار به جایی رسید که نیت درست و علمی او نیز زیر سوال رفت.

نمی دانیم اگر از گودرزی پرسیده شود که اگر به سه سال قبل باز گردد حاضر است بار دیگر وزیرشود یا خیر چه جوابی می دهد. اما تقریبا مطمئنیم که اگر گودرزی به گذشته باز گردد بعضی از اشتباه های مهلک مانند آنچه در قبال تیم ملی فوتبال و سرمربی “لمپن” خارجی اش انجام داد دیگر تکرار نخواهد کرد. چالش گودرزی با فدراسیون وقت فوتبال تا اندازه ای پیش رفت که عرصه بر کفاشیان به شدت تنگ شد. حضوراجباری چهره هایی مانند اسدی و دخالت در برکناری نایب رئیسان و … باعث شد تا از گودرزی چهره محبوبی در میان اهالی فوتبال بر جای نماند و از آنجا که به درست یا غلط فوتبال بزرگ ترین آینه تماشای ورزش کشور است وجهه گودرزی تا حد بسیار زیادی خدشه دار شد هرچند اساسا نیت او مبارزه با فوتبال نبود.

در دوره سه ساله وزارت گودرزی فدراسیون های زیادی رئیس دار شدند. تلاش برای برگزاری سریع انتخابات و کاهش دوران اداره فدراسیون ها با سرپرستی از اقدامات خوب گودرزی در وزارت ورزش بود.همچنین عملکرد وزارت در بیشترانتخابات ها خوب و قابل قبول بود. در شرایطی که رسانه ها عادت کرده بودند از ” گزینه وزیر” در مجامع انتخاباتی استفاده کنند این اصطلاح در دوره وزارت گودرزی کمرنگ شد و اگر هم افرادی مدنظر وزارت ورزش بودند یا حمایتی نمی شدند یا اصلا رای نمی آوردند. البته عملکرد وزارت ورزش و جوانان در برگزاری انتخابات برخی فدراسیون ها مانند پزشکی ورزشی جای نقد داشت.

انتظار می رفت با حضور یک فرد علمی در راس ورزش کشور شکاف طبقاتی تا حد زیادی از بین نرود اما داستان شاهزاده و گدای ورزش در دوره وزارت گودرزی دستخوش تغییر نشد تا باز هم فدراسیون هایی مانند دوومیدانی، شنا، ژیمناستیک، تیراندازی و … با بی پولی محض دست و پنجه نرم کنند. بلایی هم سر شاهزاده ها نیامد و گودرزی پس از یکی دو بار سر و کله زدن با فوتبالیست ها و انجام برخی اقدامات مانند رسانه ای کردن مبلغ قراردادها، تلاش برای خصوصی سازی استقلال و پرسپولیس و … به این نتیجه رسید که مشکلات فوتبال کشور بسیار ریشه ای و عمیق است و زور او و وزارت خانه اش به آن نمی رسد.

در دوره وزارت گودرزی فاجعه عمیقی در ورزش کشور رخ نداد. در بازی های آسیایی اینچئون نتایجی تقریبا مشابه گوانگجو کسب شد و در المپیک ریو نیز هرچند موفقیت لندن تکرار نشد اما عملکرد کاروان ایران قابل قبول بود. گودرزی با سایر مدیران قبلی ورزش یک تفاوت اصلی داشت؛ او ورزشی و علمی بود. اگر دیگران در چند سال اول مدیریت خود در ورزش تازه متوجه تفاوت ورزش با سیاست و اقتصاد و … می شدند از او انتظار می رفت که با توجه به بنیه علمی و آکادمیک خود از ابتدا ساختار جدیدی در ورزش کشور به وجود بیاورد و ورزش ایران را به سمت یک انقلاب حداقل نزدیک کند. این اصلی ترین انتظاری بود که از گودرزی می رفت اما نگاهی به وضعیت حال حاضر ورزش کشور نشان می دهد که وزارت خانه او در همان “سئول” ماند و به انقلاب نزدیک نشد!

رابطه گودرزی با رسانه ها بر خلاف چیزی که انتظارش می رفت خوب و قابل قبول نبود. وزارتخانه تحت امر گودرزی واکنش مساعدی به انتقادهای رسانه ها نداشت و چندان حرف مخالف را تحمل نمی کرد. تلاش های پنهان برای اعمال برخی تغییرات در رسانه های مهم کشور از جمله اقدامات منفی دیگر وزارت ورزش بود.

وزارت ورزش و جوانان و یا ساختار قبلی اش به نام سازمان تربیت بدنی همیشه از مشکل عدم تعامل کامل با کمیته ملی المپیک رنج می برد و گودرزی در این زمینه هم چندان عملکرد موفقی نداشت. تقسیم بندی نانوشته آدم ها، فدراسیون ها، مدیرها، رسانه ها و … به دو دسته “کمیته ای” و “وزارتی” خود به تنهایی موید این مطلب است که وزارتخانه گودرزی نتوانست مشکلات کهنه و قدیمی با کمیته را حل و فصل کند.

مشکل پروژه های نیمه تمام ورزشی که در دولت قبل به آسانی و بدون کار کارشناسی کلنگ خورده بود یکی از مشکلات جدی بود که گودرزی توانست تا حد زیادی از پس آن بر آید. دستور توفق کلنگ زنی پروژه جدید تا زمان اتمام پروژه های قدیمی باعث شد که چندین ورزشگاه و سالن چند منظوره ورزشی به بهره برداری برسد. گل سرسبد اتمام پروژه های ورزشی پایان یافتن کار ساخت ورزشگاه نقش جهان اصفهان بود که سال ها به مساله ای غامض تبدیل شده بود. شاید اگر سایر حوزه های ورزشی مانند این بخش بی حاشیه بود گودرزی می توانست در آنها هم موفق عمل کند.

می گویند شهری پر از بلوا و اشوب بود و هیچ کدخدا و داروغه ای در آن دوام نمی آورد. فردی بسیار زیرک، جهان دیده و کارآزموده را بر حکومت آن شهر گماشتند. حکیمی که در شهر بود با این انتخاب مخالفت کرد و گفت: این شهر حاکمان زیادی بر خود دیده. نگرانم که اگر با این حاکم جدید که همه می گویند بهترین انتخاب است باز هم مشکل حل نشود بعد از آن چه باید کرد و دیگر چه امیدی می توان داشت. داستان وزیر شدن گودرزی به عنوان فردی علمی دقیقا مصداق همین ماجراست و حالا که از حل مشکلات ورزش ناتوان مانده همه می گویند این هم از گزینه علمی حالا چه باید کرد؟ شاید عملکرد او در این دولت بار دیگر مسئولان کشور را به صرافت استفاده از یک مدیر اجرایی قوی و نه صرفا علمی و ورزشی بیندازد. کسی چه می داند شاید بار کج این بار به منزل رسید!

منبع: برترینها

اشتراک گذاری

قرار دادن یک دیدگاه