سیاست‌ و دیدگاه ترامپ و هیلاری

0 89

در این نوشتار این موضوع که این دو نامزد انتخابات آمریکا، ترامپ و هیلاری تا چه اندازه نامزدهای مطلوب حزب خود به شمار می روند، مورد واکاوی قرار گرفته است.

 

سرانجام با پایان فصل رقابت های انتخابات مقدماتی در آمریکا در اواخر خرداد ماه و برگزاری کنوانسیون های دو حزب رقیب، نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وارد کارزار اصلی انتخابات شدند. خانم هیلاری کلینتون توانست پس از یک مبارزه جدی و دوشادوش با رقیب سرسخت هم حزبی خود، برتی سندرز به عنوان نامزد قطعی حزب دموکرات پای در عرصه انتخابات سراسری نهد. این برای نخستین بار ظرف 240 سال گذشته است که یک نامزد زن به عنوان نامزد نهایی یک حزب برگزیده می شود.

از سوی دیگر دونالد ترامپ که دیدگاه ها و نگرش او به مسائل مختلف از جمله موضوعاتی همچون مهاجرت مسلمانان و هم پیمانان آمریکا در ناتو یا روابط با کشورهای چین و مکزیک جنجال های بسیاری ایجاد حرده و حتی مخالفت های بسیاری از هم حزبی های او در پی داشته نیز به عنوان نامزد قطعی جمهوری خواهان وارد عرصه انتخابات شده است.

در این نوشتار سعی شده با استفاده از مانیفیست ها و ایده آل های هر حزب یا ایده آل های هر حزب مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر، این موضوع که این دو نامزد تا چه اندازه نامزدهای مطلوب حزب خود به شمار می روند، مورد واکاوی قرار گرفته است. به این منظور ضمن نیم نگاهی به دیدگاه های کلی دو حزب در موضوعات مختلف اعم از سیاست داخلی و خارجی، دیدگاه ها و طرز نگرش نامزدهای دو حزب در موارد مهم با مانیفیست حزبی انطباق داده شده است.

همه دیدگاه های ترامپ و هیلاری

1. دیدگاه های دو حزب رقیب در مورد سیاست های مالیاتی

حزب جمهوری خواه: کاهش نرخ مالیات ها از محورهای اصلی نظرات جمهوری خواهان برای کاستن از حجم دولت و رونق اقتصادی است جمهوری خواهان همواره از سیاست کاهش مالیاتی حمایت کرده و آن را برای همه طبقات اجتماعی مناسب دانسته اند به خصوص آنها معتقدند شرکت های بزرگ باید برای رشد اقتصادی آمریکا و کمک به ایجاد اشتغال، مالیات کمتری پرداخت کنند. این سیاست آنها در راستای کاستن از حجم دولت است.

حزب دموکرات: حزب دموکرات همواره مدافع افزایش مالیات ها به خصوص برای شرکت های بزرگ و طبقه ثروتمند کشور است و از ایده دولت بزرگتر و قوی تر حمایت می کند. با این حال حزب دموکرات سیاست کاهش مالیات را برای قشر متوسط و پایین جامعه مناسب می داند و به افزایش مالیات شرکت های بزرگ معتقد است.

2. دیدگاه های دو حزب در مورد دستمزدها و ایجاد اشتغال

حزب جمهوری خواه: به طور کلی حزب جمهوری خواه همواره مخالف ایده افزایش دستمزد حداقلی برای جنبه رقابتی تر بودن اقتصاد آمریکا بوده است.

حزب دموکرات: دموکرات ها با توجه به آن که همواره سعی کرده اند خود را نماینده طبقه کارگر معرفی کنند، از هواداران سرسخت افزایش حداقل دستمزد بوده و هستند.

3. دیدگاه های دو حزب رقیب در مورد سیاست های اجتماعی

حزب جمهوری خواه: جمهوری خواهان در زمینه مسائل اجتماعی دیدگاهی محافظه کارانه و مذهبی تر دارند. آنها عمدتا پروتستان های اصولگرایی هستند که باورهای مسیحیت در مسائل اجتماعی را مد نظر دارند. مخالفت با سقط جنین، مخالفت با روابط جنسی آزاد و افسارگسیخته، مخالفت با ازدواج همجنس گرایان، احترام به ارزش های خانوادگی و تعصب در خصوص حق برخورداری مردم از سلاح شخصی از مهم ترین دیدگاه های آنان در زمینه مسائل اجتماعی است. همچنین جمهوری خواهان به شدت بر حفظ حقوق فردی افراد در برابر جامعه تاکید دارند. در زمینه مجازات مرگ نیز قریب به اتفاق جمهوری خواهان موافق مجازات مرگ هستند.

حزب دموکرات: دموکرات ها در زمینه مسائل اجتماعی از دیدگاه های به اصطلاح مترقی و آزادی خواهانه تری برخوردارند ولی در خصوص مسئله حمل سلاح به شدت بر کنترل، محدودیت و نظارت دولتی باور دارند. با این حال همه دموکرات ها الزاما موافق سقط جنین یا قانونی شدن ازدواج همجنس گرایان نیز نیستند. اگرچه آنها دیدگاه به اصطلاح بازتری در این مسائل دارند.

در زمینه حقوق فردی، دموکرات ها با وجود تاکیدات بر حقوق فردی افراد اما به اندازه جمهوری خواهان فردگرا نیستند و به نوعی اولویت را به جامعه می دهند. بنابراین دموکرات ها عموما نمایندگی اندیشه ها و افکار سوسیالیستی را در جامعه آمریکا بر عهده داشته اند. در زمینه مجازات مرگ هم قریب به اتفاق دموکرات ها با مجازات مرگ مخالفند.

4. دیدگاه های دو حزب رقیب در مورد سیاست خارجی

حزب جمهوری خواه: در حوزه روابط بین الملل از لحاظ نظری، جمهوری خواهان به دیدگاه های رئالیستی و مرکانتیلیستی جمع جبری صفر معتقد بوده اند. آنها بر محوری بودن و بی همتا بودن نقش دولت در سیاست جهانی معتقدند و حتی نهادها و سازمان های جهانی همچون سازمان ملل را ناشی از اراده دولت های بزرگ و تمایل آنها به همکاری می شناسند که بیشتر ابزاری در دست دولت هاست که از طریق مکانیزمی نظیر شورای امنیت عمل می کند.

منطق زور، حفظ موازنه قوا و حاکمیت آنارشی در سیاست خارجی در زمره مهم ترین دیدگاه های آنها به شمار می رود. همین دیدگاه منفی آنها در ارتباط با حاکمیت آنارشی در سیاست جهانی آنها را در زمره هواداران توسعه قدرت نظامی آمریکا و افزایش هزینه های نظامی این کشور قرار داده و اهمیت سازمان های دفاعی و نظامی همچون ناتو را برای آنها دو چندان می کند. بر همین اساس آنها همواره بر نقش هم پیمانان آمریکا در ثبات و امنیت جهانی تاکید می کنند.

حزب دموکرات: دموکرات ها دیدگاه های مبتنی بر ایده آلیسم و ایدئولوژی لیبرالیسم در روابط بین الملل دارند. در واقع از لحاظ نظری، دموکرات ها به دلیل لیبرال بودن خود، دیدگاه های خوشبینانه تری در روابط بین الملل دارند. آنها بر نقش همکاری های بین المللی و از جمله نقش متحدین این کشور، نقش حقوق بین الملل، توسعه تجارت بین الملل و سازمان های بین الملل در ایجاد و توسعه همکاری های بین المللی اعتقاد دارند. آنها آنارشی را پدیده ای غیرقابل کنترل تلقی نکرده و بر نقش دولت ها در جایگزینی همکاری به جای آنارشی تاکید دارند. لیبرال ها به ویژه جهانی شدن را متغیری مثبت در معادلات جهانی در نظر می گیرند.

همه دیدگاه های ترامپ و هیلاری

5. دیدگاه های دو حزب در مورد سیاست های نظامی

حزب جمهوری خواه: افزایش هزینه های نظامی و استراتژیک؛ توسعه نقش دفاعی و امنیتی آمریکا در سطح جهان؛ حمایت همه جانبه از متحدین آمریکا.

حزب دموکرات: کاهش هزینه های نظامی؛ کاهش حضور نظامی در اقصی نقاط جهان؛ حمایت از متحدین ترجیحا با استفاده از ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک.

6. دیدگاه های دو حزب رقیب در مورد سیاست های امنیت ملی

حزب جمهوری خواه: جمهوری خواهان موضوع امنیت ملی را بسیار تعیین کننده تلقی می کنند و به همین دلیل در مباحثات و مناظرات خود، همواره درصدد بهره برداری از این موضوع در برابر رقیب حزبی خود هستند تا آنها را به ضعف در حفاظت از امنیت ملی آمریکا متهم سازند. وزارت داخلی آمریکا نیز بر همین اساس در دوره بوش پسر و پس از حملات 11 سپتامبر، در سال 2002 (1381) تاسیس شد.

حزب دموکرات: اگرچه موضوع امنیت ملی برای آنها نیز همواره مهم بوده است، با این حال حزب دموکرات به طور اصولی درصدد بهره برداری از این موضوع در رقابت های انتخاباتی نبوده و ضمن اذعان به اهمیت این موضوع، سیاست خارجی گسترده و نظامی گرایانه حزب جمهوری خواه را عاملی در این جهت ارزیابی کرده است.

7. دیدگاه های دو حزب در مورد تجارت خارجی

حزب جمهوری خواه: از لحاظ دیدگاه نظری جمهوری خواهان بیش از دموکرات ها به تجارت آزاد اشتیاق نشان داده و همواره مدافع پیمان های تجاری آزاد و تسهیل هر چه بیشتر تجارت آزاد بوده اند. آنها معتقدند حمایت آمریکا از تجارت آزاد در راستای راهبرد اصولی آمریکا در ایجاد یک نظم اقتصادی رقابتی تر و در نهایت در راستای منافع متحدین آمریکاست.

حزب دموکرات: دموکرات ها نیز همواره از مدافعین تجارت آزاد بوده و به واسطه دیدگاه های لیبرالی خود بر نقش تجارت آزاد در همکاری های بین المللی و ثبات و امنیت بیشتر جهانی تاکید داشته اند. با این حال از لحاظ تاریخی دموکرات ها بیشتر به سیاست های اقتصادی حمایت گرانه در تجارت خارجی آمریکا تمایل نشان داده اند. آنها به توسعه تجارت آزاد بیشتر از دریچه تقویت بنیان های یک نظم اقتصادی لیبرال و فراگیر و در جهت تقویت همکاری های بین المللی نگاه می کنند. با این حال شاید حمایت از توسعه تجارت آزاد را بتوان نزدیکترین نقطه تشابه مواضع و دیدگاه های دو حزب در ارتباط با سیاست خارجی به طور اعم دانست.

8. دیدگاه های دو حزب رقیب در مورد سیاست های مهاجرتی

حزب جمهوری خواه: کاهش پذیرش مهاجرین جدید؛ اعمال سیاست های سخت در مرزهای جنوبی؛ سختگیری در اعطای حق شهروندی به مهاجرین سال های قبل؛ تعلق بیشتر به ایدئولوژی مرد سفیدپوست آمریکایی.

حزب دموکرات: تاکید بر تنوع قومی و نژادی در آمریکا و پلورالیسم فرهنگی؛ استمرار سیاست پذیرش مهاجرین جدید؛ اعطای حق شهروندی به مهاجرینی که پنج سال در آمریکا زندگی کرده اند.

9. دیدگاه های دو حزب رقیب در مورد سیاست های تحصیلی

حزب جمهوری خواه: کاهش مداخلات دولت در زمینه آموزش عمومی و آموزش عالی؛ کاهش وام های اعطایی به دانشجویان؛ واگذاری به بخش خصوصی؛ کاستن از فشار بخش آموزش بر بودجه عمومی.

حزب دموکرات: افزایش مداخلات دولت با هدف حمایت از دانشجویان؛ افزایش مراکز آموزشی دولتی؛ افزایش وام های دانشجویی؛ بخشش بدهی های دانشجویی.

10. دیدگاه های دو حزب رقیب در مورد سیاست های بهداشتی و بیمه

حزب جمهوری خواه: کاهش مداخلات دولت در نظام بهداشتی و بیمه با هدف کاستن از بوروکراسی دولتی و فشار به بودجه عمومی.

حزب دموکرات: افزایش دخالت دولتی و توسعه مقررات مرتبط با بخش بهداشت با هدف اطمینان از دسترسی عموم شهروندان به بیمه های سلامت و اختصاص بودجه های کلان به این منظور.

همه دیدگاه های ترامپ و هیلاری

11. دیدگاه های دو حزب رقیب در مورد سیاست های انرژی و حفظ محیط زیست

حزب جمهوری خواه: افزایش تولید نفت از طرق مختلف با هدف کاهش وابستگی آمریکا به نفت خارجی؛ کم اعتنایی بیشتر به مسائل زیست محیطی.

حزب دموکرات: کاهش تولید نفت و انرژی های فسیلی؛ کاهش گازهای گلخانه؛ توجه به موضوع گرم شدن زمین و راهکارهای جلوگیری از آثار مخرب آن.

بررسی دیدگاه ها و ابتکارات شخصی نامزدهای دو حزب

1. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با دستمزدها و ایجاد اشتغال

دونالد ترامپ: ترامپ معتقد است با اجرای بی کم و کاست سیاست مالیاتی او آمریکا موفق خواهد شد به دامنه رشد اقتصادی شش درصدی دست یابد؛ در حالی که این مقدار هم اکنون حدود دو درصد است. با وجود این او به شدت با افزایش حداقل دستمزد به 12 دلار به ازای هر ساعت مخالف است و معتقد است سطح دستمزدها مطلوب است. به نظر ترامپ هرگونه افزایش سطح دستمزدها منجر به غیررقابتی تر شدن کالاهای آمریکایی خواهد شد و آمریکا بیش از پیش در رقابت با رقبای تجاری خود بازنده خواهد شد. او وعده داده که مشاغل از دست رفته کارگران آمریکایی توسط چین، ژاپن، ویتنام و مکزیک را از طریق وضع تعرفه های بالا به آنها پس خواهد داد.

هیلاری کلینتون: او از طرفداران شدید افزایش حداقل دستمزد به ساعتی 12 دلار و بسته به شرایط تا 15 دلار است. این در حالی است که این میزان در آمریکا هم اکنون در حدود 7.25 دلار است.

2. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با سیاست های اجتماعی

دونالد ترامپ: او شخصیتی فاقد محافظه کاری رایج در حزب جمهوری خواه دارد. از باورهای اصیل مسیحیت سخن نمی گوید. با همجنس گرایان مشکل خاصی ندارد و در مورد سقط جنین نیز از موضع سخت جمهوری خواهان تبعیت نمی کند. در عین حال ترامپ از طرفداران پروپاقرص حمل سلاح شخصی است و از جمله در جریان تیراندازی به یک کلوپ شبانه در آمریکا، سیاست دموکرات ها در این خصوص را به شدت به باد انتقاد گرفت.

هیلاری کلینتون: مواضع او به طور کلی در راستای مواضع و رویکردهای اجتماعی حزب دموکرات است؛ با این حال او یک چهره شناخته شده در رابطه با حقوق زنان، کودکان، اقلیت های نژادی و قومی نیز به شمار می رود. او از مخالفان صریح مجازات مرگ و حمل سلاح شخصی است و در مقابل مدافع شدید حقوق همجنس گرایان و سقط جنین است.

3. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با سیاست های مالیاتی

دونالد ترامپ: برنامه مالیاتی ترامپ افزایش درآمدهای شهروندان آمریکایی از طریق کاهش قابل توجه مالیات هاست. با این حال بر اساس برنامه مالیاتی او شرکت های بزرگ از بخشودگی مالیاتی قابل توجهی برخوردار می شوند. تخمین زده می شود سیاست کاهش مالیات ترامپ منجر به اضافه شدن بار کسری بودجه دولت آمریکا به میزان 10 تریلیون دلار دیگر ظرف دهه آینده خواهد شد که بسیار فراتر از رقم 544 میلیارد دلار کسری بودجه دولت فدرال در سال 2016 است.

بر اساس برنامه ترامپ مالیات های یک درصد از ثروتمندترین طبقه آمریکایی تا 19 درصد کاهش خواهد یافت در حالی که این سیاست کاهش مالیاتی برای 20 درصد از ضعیف ترین و فقیرترین قشر اقتصادی آمریکا چیزی حدود یک درصد خواهد بود که تغییری را در وضعیت زندگی اکثریت مردم ایجاد نخواهد کرد. ترامپ با مرتبط ساختن سیاست های مالیاتی با رشد اقتصادی معتقد است سیاست های مالیاتی او در جهت تقویت رشد اقتصادی کشور است.

هیلاری کلینتون: خانم کلینتون برنامه مالیاتی جامعی را ارائه کرده که محور اصلی آن افزایش قابل توجه مالیات های طبقه بسیار ثروتمند است. برنامه های مالیاتی کلینتون جهت گیری خنثی برای طبقه متوسط آمریکا و جهت گیری مالیاتی قابل ملاحظه برای طبقات با درآمد بالا و به نفع طبقات با درآمد بسیار پایین دارد.

بر این اساس درآمد کسانی که سالانه بیش از یک میلیون دلار درآمد دارند، باید تا 30 درصد مشمول مالیات شود در حالی که این مقدار هم اکنون زیر 25 درصد است. او معتقد است که کسانی که درآمدهای بسیار بالاتر و تا پنج میلیون دلار دارند، باید چهار درصد نیز مالیات اضافه پرداخت کنند که میزان دریافت مالیات ها از این طبقه را تا 34 درصد افزایش می دهد.

این سیاست ها می توانند میزان پول آورده توسط یک درصد از خانواده های آمریکایی بسیار ثروتمند را تا 10 درصد کاهش دهد. برنامه های مالیاتی کلینتون سبب کاسته شدن از حجم کسری بودجه تا مبلغ 1.2 تریلیون دلار ظرف دهه آینده خواهد شد که کمک قابل ملاحظه ای به بودجه دولت آمریکاست. در مجموع سیاست های اقتصادی و مالیاتی او برگردانی از انتظارات طبقات عظیم کارگری و طبقات کم بضاعت در آمریکاست.

همه دیدگاه های ترامپ و هیلاری

4. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با سیاست های بهداشت و بیمه

دونالد ترامپ: منطبق با دیدگاه های حزبی

هیلاری کلینتون: منطبق با دیدگاه های حزبی و همراه با ابتکارات قابل توجه شخصی

5. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با سیاست نظامی

دونالد ترامپ: ترامپ در ارتباط با سیاست های نظامی آمریکا نیز دیدگاه های مشوش و غیرمتعارفی دارد. او در ارتباط با مهم ترین پیمان دفاعی غرب که در سازمان ناتو متبلور است، اظهارات مأیوس کننده ای اظهار داشته که حتی از سوی جمهوری خواهان نیز مورد نکوهش قرار گرفته است.

به طور کلی او با دیدگاه حاکم بر حزب مبنی بر حمایت از هم پیمانان آمریکا همخوانی ندارد و به خصوص بر تامین هزینه های ناشی از هژمونی نظامی آمریکا توسط هم پیمانان این کشور اصرار می ورزد. با وجود این او خواستار افزایش هزینه های نظامی آمریکا و اختصاص بودجه بیشتر برای هزینه های دفاعی در آمریکا شده است.

هیلاری کلینتون: دیدگاه های کلینتون در ارتباط با هزینه ها و سیاست های نظامی آمریکا ملهم از دیدگاه های حزب در این خصوص است. او به طور کلی بر کاستن از هزینه ها و مداخلات نظامی غیرضروری تاکید دارد و به شدت از ادامه حضور فعالانه آمریکا در ناتو حمایت می کند.

6. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با امنیت ملی

دونالد ترامپ: در نظر داشتن امنیت ملی به عنوان اولویت و محکوم کردن نامزد حزب مقابل به عنوان کسی که در امنیت ملی آمریکا اهمال کرده است. (به خصوص در جریان ایمیل های شخصی کلینتون و حادثه سفارت آمریکا در لیبی)

هیلاری کلینتون: تاکید بر تلاش دسته جمعی در تامین امنیت ملی آمریکا به خصوص همکاری با متحدین خارجی و هماهنگی دستگاه های اطلاعاتی، نظامی و امنیتی.

7. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با سیاست خارجی

دونالد ترامپ: آرای او در زمینه سیاست خارجی بسیار مشوش است. او فاقد یک دکترین منسجم در زمینه سیاست سیاست خارجی است. در حالی که بیشتر نامزدهای حزب جمهوری خواه همواره در سیاست خارجی دارای دکترین سیاست خارجی مشخصی بوده اند، او با توجه به دیدگاه های مرکانتیلیستی خود خواستار کاهش مداخلات خارجی آمریکا و حتی کاستن از سطح حمایت از متحدین اصلی آمریکا در ژاپن، کره جنوبی و اروپای غربی است که به اعتقاد او هزینه های آن بر دوش شهروندان ایالات متحده است.

او حتی مشروعیت سازمان حیاتی برای آمریکا و غرب نظیر ناتو را به زیر سوال برده و معتقد است آمریکا بیش از حد با توسعه مشارکت جهانی خود، هزینه های غیرضروری برای این کشور ایجاد کرده است. از این حیث شاید بتوان گفت او با استمرار سلطه هژمونیک آمریکا از طریق تامین هزینه های آن توسط دولت و مردم آمریکا مخالف است و بر مشارکت راهبردی هم پیمانان آمریکا در تامین هزینه های حفظ نظم و ثبات جهانی تاکید دارد.

او در خصوص خاورمیانه نیز راهبرد مشخصی ندارد. ترامپ به طور مشخص وظیفه هم پیمانان عرب آمریکا را تلاش برای شکست داعش و تامین هزینه های مالی این شکست توصیف کرده است.

او بر حمایت بی قید و شرط از اسرائیل تاکید دارد و در زمینه برجام نیز معتقد به اعطای امتیازات بیش از حد به ایران از سوی دولت اوباما بوده و به طور کلی نگاهی کاملا منفی را در این ارتباط عنوان کرده است. به طور کلی مواضع و دیدگاه های ترامپ در عرصه سیاست خارجی با اصول و دکترین جمهوری خواهان تطابق ندارد و بسیار مشوش و پراکنده است و همین موضوع یکی از چالش های اصلی وی، هم در عرصه کسب حمایت حزب و هم در عرصه مبارزه با رقیب خود به شمار می رود.

هیلاری کلینتون: مواضع و دیدگاه های هیلاری کلینتون در زمینه سیاست خارجی کاملا مشخص و روشن است. به طور کلی دیدگاه های او در کسوت وزیر خارجه آمریکا در سال های 2008 تا 2012 برای جهانیان کاملا شناخته شده است.

همه دیدگاه های ترامپ و هیلاری

8. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با سیاست های تحصیلی

دونالد ترامپ: ترامپ در خصوص سیاست های مالیاتی بر به حداقل رساندن مداخلات دولت و کاستن از بار فشار بر بودجه عمومی تاکید دارد و با برنامه های کلینتون در این خصوص ابراز مخالفت شدید کرده است.

هیلاری کلینتون: کلینتون مشخصا یک برنامه کمک 35 میلیارد دلاری به دانشجویان برای پرداخت بدهی های آنها و کمک 17 میلیارد دلاری برای کودکان ناتوان و برنامه کمک 27 میلیارد دلاری برای آموزش های پیش دبستانی کودکان چهار سال به بالا را ارائه کرده است.

9. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با سیاست های انرژی و حفظ محیط زیست

دونالد ترامپ: او در این ارتباط کمترین اظهارنظر را کرده است و ضمن آن بر خروج آمریکا از برخی پیمان های زیست محیطی که در کاهش توان تولیدی و رقابتی این کشور موثر بوده، تاکید کرده است.

هیلاری کلینتون: او یکی از برنامه ها و اهداف اصلی خود را پیشگامی آمریکا در کنترل تغییرات آب و هوایی و از جمله مقابله با پدیده گرم شدن زمین عنوان کرده است. او در این زمینه به طور مشخص یک برنامه نه میلیارد دلاری برای بهبود خطوط نفت، کاهش آلاینده ها و کمک به کارگران معادن زغال سنگ در آمریکا را ارائه داده است.

10. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با سیاست های مهاجرتی

دونالد ترامپ: طبیعی است که مخالفت او با پیمان های تجاری مختلف به معنای نگاه منفی او به سیاست های مهاجرتی نیز است. تخمین زده می شود که اجرای بلافصل سیاست های مهاجرتی او هزینه ای بالغ بر 400 میلیارد تا 600 میلیارد دلار را بر گرده دولت فدرال این کشور قرار خواهد داد. علاوه بر آن آمریکا را از 11 میلیون نیروی کارگر خارجی محروم خواهد کرد و تولید ناخالص داخلی را با کاهش 1600 میلیارد دلاری روبرو خواهد کرد. ساخت دیواری حایل با مکزیک از مهم ترین وعده های انتخاباتی او در ارتباط با مکزیک است که وی مواضع بسیار تندی را در خصوص اتباع مهاجر آن کشور اتخاذ کرده است.

هیلاری کلینتون: سیاست های او با سیاست های مهاجرتی حزب انطباق کامل دارد، ضمن آن که او چهره ای هوادار اقلیت های مهاجر و به خصوص مهاجرین لاتین تبار نیز به شمار می رود.

11. دیدگاه های دو نامزد در ارتباط با سیاست های تجارت خارجی

دونالد ترامپ: ترامپ یک ملی گرای اقتصادی و به عبارتی یک مرکانتیلیست تمام عیار است، بنابراین طبیعی است که تمایلی به افزایش همگرایی های اقتصادی و تجاری نداشته و برعکس بیشتر در پی واگرایی تجاری نیز باشد. مخالفت های او با نفتا و دیگر پیمان های تجاری آزاد با مشارکت آمریکا هم از همین دیدگاه ناشی می شود.

در بعد تجارت خارجی دیدگاه های او با جمهوری خواهان همسو نیست. او افزایش همگرایی های اقتصادی آمریکا با بلوک های اقتصادی و تجاری را باعث ضعف اقتصادی ایالات متحده و تحمیل هزینه های بیهوده بر گرده شهروندان آمریکایی و از دست رفتن فرصت های شغلی برای کارگران این کشور می داند و قائل به کاستن از این هزینه هاست.

او بر این اعتقاد است که سیاست های اقتصادی هم گرایانه و الحاق به انواع و اقسام بلوک های تجاری همچون سم مهلکی برای کارگران آمریکایی بوده و منجر به بیکار شدن آنها می شود. ترامپ بر این عقیده است که الحاق آمریکا به نفتا باعث از بین رفتن نزدیک به یک میلیون فرصت شغلی در آمریکا شده است.

مخالفت های او با هم گرایی های بیشتر تجاری و ورود آمریکا به بلوک های تجاری جدید یک موضع کاملا شناخته شده در برنامه های اقتصادی وی تلقی می شود و سبب بروز نگرانی هایی برای شرکای اروپایی و آسیایی آمریکا نیز شده است. در رأس این شرکای تجاری و اقتصادی، چین قرار دارد که ترامپ تاکنون غیردوستانه ترین مواضع تجاری را علیه این کشور اتخاذ کرده است. او در حالی از وضع تعرفه های 35 تا 45 درصدی برای کالاهای چینی سخن گفته که سال به سال بر کسری تجاری این کشور در مقابل چین افزوده می شود.

ترامپ سعی کرده این کسری تجاری شدید را به سیاست های تجاری غلط آمریکا و حزب دموکرات در خصوص هم گرایی اقتصادی بیشتر با شرق آسیا منتسب کند. ترامپ به شدت از سیاست چین در پایین نگاه داشتن تعمدی ارزش پول گلایه کرده و آن را دلیل کسری تجاری قابل توجه آمریکا در مبادلات تجاری خود با چین می داند.

او همین مواضع سختگیرانه را در خصوص دیگر کشورهای هم پیمان آمریکا حتی کره جنوبی، ژاپن، ویتنام و مکزیک نیز دارد. به دلیل همین مواضع ضد تجارت آزاد وی، حتی هم حزبی های او به شدت سیاست های او را در این ارتباط به چالش کشیده اند.

هیلاری کلینتون: هم گرایی تجاری و درگیر شدن با بلوک های تجاری بیشتر و ایجاد یک رژیم اقتصادی و تجاری جهان شمول تر همواره از مواضع ثابت دموکرات ها در خصوص اقتصاد جهانی بوده است. کلینتون به عنوان یک لیبرال ثابت قدم از هواداران توسعه تجارت آزاد و مشارکت هر چه بیشتر آمریکا در پیمان های تجاری آزاد است. او از پیامدهای تجاری نفتا ستایش کرده و موافقت خود را نیز با TTIP پیشاپیش اعلام کرده است. با این حال او در خصوص TPP مواضع محتاطانه تری در پیش گرفته و ملاحظاتی را عنوان کرده است.

همه دیدگاه های ترامپ و هیلاری

ارزیابی و تطبیق مواضع دو نامزد با مانیفیست حزبی

مواضع هیلاری کلینتون در راستای انطباق کامل با ساختار فکری و نظری حزب دموکرات به همراه آمیزه ای از ابتکارات و خلاقیت های فردی او به خصوص با توجه به سوابق طولانی اجرایی او در حزب دموکرات از جمله در قامت بانوی نخست آمریکا، سناتور نیویورک و وزیر خارجه این کشور است. او در این مسیر تقریبا از حمایت کامل و بی قید و شرط حزب برخوردار است و اگرچه کناره گیری سندرز از میدان رقابت ها به نفع کلینتون، مایه خوشنودی هواداران سندرز نشد، با این حال ضامن اتحاد حزب در مسیر رقابت های انتخاباتی بود.

برعکس نامزد حزب دموکرات، مواضع ترامپ در بسیاری از موارد با ساختار فکری و نظری حاکم بر اندیشه و عمل حزب جمهوری خواه همخوانی و هماهنگی ندارد. بزرگترین ایراد جمهوری خواهان به ترامپ آن است که او به هیچ عنوان یک محافظه کار واقعی نیست. علاوه بر آن مواضع ترامپ در زمینه تجارت خارجی، سیاست خارجی و بسیاری از مسائل اجتماعی یا در تضاد و تناقض با مانیفیست حزب جمهوری خواه است یا حداقل با آن انطباق ندارد. اگرچه او سعی کرده با انتخاب مایک پنس به عنوان معاون اول خود که یک محافظه کار افراطی و یک جمهوری خواه تمام عیار به معنای واقعی کلمه است، این ضعف را جبران کند.

با این حال ترامپ به عنوان یک پدیده سیاسی، تجلی و تبلور خواسته های طبقات مهمی از جامعه آمریکا از جمله کارگران سفیدپوست و تحصیل نکرده به شمار می رود. او در جریان رقابت های مقدماتی به آسانی توانست از سد 16 رقیب انتخاباتی عبور و با توسل به پوپولیسم سیاسی خاص خود موجی جدید را در این کشور به راه بیندازد.

با این حال کسب نامزدی نهایی حزب جمهوری خواه در حالی که بخش اعظمی از جمهوری خواهان از او حمایت نکرده یا مخالفت صریح خود را با او اعلام کرده اند، فقط سبب تزلزل بیشتر مواضع این حزب در برابر دموکرات ها خواهد شد. به همین دلیل از زمان برگزاری کنگره حزب جمهوری خواه تا به امروز، موقعیت ترامپ در برابر هیلاری کلینتون با تزلزل بیشتری روبرو شده است.

اگرچه این از هم گسیختگی بیش از پیش حزب جمهوری خواه در موقعیت کنونی، شرایط را برای رقابت آسان تر کلینتون با ترامپ هموار می کند و بر عملکرد ضعیف تر جمهوری خواهان در انتخابات آتی کنگره نیز تاثیرگذار خواهد بود اما با وجود این نمی توان به طور قطع نتیجه انتخابات هشتم نوامبر را پیش بینی کرد. به خصوص که نظام انتخاباتی آمریکا مبتنی بر وزن سیاسی ایالات مختلف و توانایی نامزد منصب ریاست جمهوری برای کسب 270 رأی الکترال ایالتی در نبرد قدرت در میان ایالات مختلف و به خصوص ایالات تعیین کننده است.

 

منبع: برترینها

اشتراک گذاری

قرار دادن یک دیدگاه