فرق عشق و شهوت چیست؟

0 112

می خواستم بدونم فرق عشق و شهوت (نیاز جنسی) چیه ؟ یکی از اساتید، تو صحبتاشون گفتن عشق واقعی فقط خداست و بقیه عشق ها (عشق به جنس مخالف) همش هوسه.

پشت کتاب آخرین راز شاد زیستن هم نوشته بود : شخصی به همسرش می گوید من عاشق تو هستم و بدون تو نمی توانم زندگی کنم؛ اما این عشق نیست این گرسنگی است، شما نمی توانی در آن واحد هم کسی را دوست بدارید، هم بی تابانه نیازمندش باشید؛ عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد؛ در عشق اجباری نیست عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن؛ برای آنکه کسی یا چیزی را بدست آوری رهایش کن. حالا با توجه به اینها می خواستم بدونم بااین طرز تفکر چطور میشه به همسر آیندمون عشق بورزیم؟ همه میگن باید زن و شوهر زندگی عاشقانه ای با هم داشته باشن، اما این دو طرز تفکر که باهم در تضادن!

عشق بر دو گونه است : حقیقی و مجازی

الف) عشق‏ هاى مجازى
در این گونه عشق‏، موضوع عشق ورزی همان صفات ظاهری و کمالات مشهود و محسوس محبوب است؛ یعنی کمالات ظاهری محبوب، موجب جذب عاشق می شود.

عشق مجازی خود دو گونه است :
1. عشق حیوانی؛ که در آن عاشق تنها از روی شهوت و هوس معشوق خود را می خواهد و به جنبه های جنسی او نظر دارد (که عشق کاذب و دروغین هم گفته می شود، عشق کاذب و دروغین، داراى منشأ جنسى و شهوانى است). در این عشق، عاشق به صورت ظاهرى معشوق و رنگ و روى او متوجه است. این نوع عشق – که به جفا، نام عشق بر آن نهاده‏ اند – موجب تسلط نفس اماره و تقویت آن و حکومت شهوت بر قوه عاقله و در نتیجه خاموش شدن نور عقل مى ‏شود (شرح الاشارات و التنبیهات، نمط نهم، فصل هفتم و هشتم).
2. عشق پاک؛ در این عشق اگر چه نظر عاشق به ظاهر محبوب است، ولی چون ظاهر، نماد باطن است و نشان از ذات الهی دارد، خود زمینه ساز عشق حقیقی می شود و مانند پلی عاشق را به سوی عشق حقیقی رهنمون می گردد.

ب) عشق حقیقى و الهى
عشق حقیقى، عبارت است از قرار گرفتن موجودى کمال‏جو در مسیر جاذبه کمال مطلق، یعنى خداوند متعال، پروردگارى که جمیل مطلق، بى‏نیاز، یگانه، داناى اسرار، توانا، قاهر و معشوق است که همه رو به سوى او دارند و او را مى ‏طلبند (احیاء علوم الدین، غزالى، ج 4، ص 283 – 279).
عشق مجازى خود عشق اصلى و اصیلی نیست و از روى تسامح به آن عشق اطلاق مى ‏شود. پیروان عرفان اصیل و حقیقی، جهان هستى را (از جمله انسان را) مظهر و نشان حضرت حق دانسته، و عشق به مظاهر خداوند سبحان را عشق مجازى در طول عشق به ذات پروردگار مى ‏دانند. به قول سعدى :
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.

حال اگر کسی به همسرش تنها نگاه حیوانی داشته باشد و به جنبه های جسمی و جنسی او نگاه کند، مسلماً نام عشق را بر این رابطه نمی توان گذاشت؛ ولی اگر علاوه بر جنبه های جسمی و جنسی ( که خواه ناخواه یکی از اجزای زندگی مشترک است و باید باشد) دو احساس دیگر را نیز در رابطه با همسر خود داشته باشد و این سه عنصر را در چارچوب دینی و رسیدن به رضایت خداوند ببیند، عشقی پاک و حقیقی را ثبت خواهد کرد. در ادامه به توضیح این سه احساس می پردازیم :

رابرت استرنبرگ (روانشناس) برای عشق سه جزء اصلی مطرح می کند ( نظریه مثلث عشق) :
1. صمیمیت و همدلی (محبت)، 2. هوس و شهوت (نیاز جنسی و س ک س)، 3. تعهد و پایبندی.

این اجزا به شکل های مختلف با هم تلفیق می شوند و هشت نوع عشق را به وجود می آورند :
1. فقدان عشق؛ هیچ یک از مولفه های سه گانه وجود ندارد .
2. دوست داشتن؛ در آن فقط صمیمیت و همدلی وجود دارد.
3. شیفتگی ؛ در آن فقط هوس و شهوت وجود دارد .
4. عشق پوچ؛ در آن فقط تعهد وجود دارد .
5. عشق رمانتیک؛ در آن صمیمیت و شهوت بدون وجود تعهد وجود دارد .
6. عشق رفاقتی و همدلانه؛ در آن صمیمیت و تعهد بدون شهوت وجود دارد .
7. عشق احمقانه؛ در آن شهوت و تعهد بدون صمیمیت وجود دارد.
8. عشق کامل و آرمانی؛ در آن هر سه مولفه وجود دارد .

هر یک از این مولفه ها اگر در زندگی فرد نباشد، عشق کامل را تجربه نخواهد کرد. در صورت وجود این سه مولفه و حاکم کردن نگاه دینی به زندگی، این عشق می تواند پلی برای رسیدن به عشق حقیقی (که همان قرب و رضایت خداوند است) باشد.

پرسشگر محترم؛ اگر شهوت و نیاز جنسی نبود، نسل بشر در طول زمان از بین می رفت. این شهوت و نیاز جنسی زن و مرد است که باعث آمیزش و تولید مثل می شود. خداوندی که حکیم است، برای بقای نسل بشر و لذت بردن از زندگی دنیایی، قوه شهوت و نیاز جنسی را در وجود هر انسانی قرار داده و گفته است راه ارضای صحیح این نیاز از طریق ازدواج است. پس اگر این نیاز از مسیر صحیح ارضا شود، مورد رضایت خداوند خواهد بود. علاوه بر این در دین ما احادیث فراوانی درباره استحباب امر ازدواج، محبت کردن به همسر و ارضای نیازهای جنسی وجود دارد. با این موارد پر واضح است که عشق به همسر (با توجه به مولفه هایی که ذکر شد) با وجود نیاز جنسی هیچ منافاتی ندارد و برعکس اگر نیاز جنسی را از رابطه زن و شوهر بگیریم به ساختمان عشق، ضربه مهلکی وارد کرده ایم. هوسی که معطوف به همسر شرعی و قانونی فرد بوده و همراه با تعهد و محبت باشد، امری تقدیس شده است.

در مورد این جمله که از کتاب «راز شاد زیستن» نقل کرده بودید باید بگوییم :

نویسنده این کتاب (آندرو متیوس) فردی مسلمان نیست و نگاهی که به مقوله عشق دارد از تفکرات غربی و جهان بینی اش نشات گرفته است. آدمی باید عاشق فردی شود که دارای کمالات و صفات اخلاقی و ایمانی باشد. ما عشق در یک نگاه و یک لحظه را قبول نداریم. اگر فردی تنها عاشق چهره و ظاهر و اندام کسی شود، پای در عرصه عشق حیوانی گذاشته است که پس از رفتن نمودهای زیبایی طرف مقابل، عشق او نیز کمرنگ شده یا از بین می رود و در آن صورت فرد به دنبال عشقی دیگر خواهد رفت.

اگر فردی به همسرش بگوید «من بدون تو یک لحظه هم نمی توانم زندگی کنم»، دچار توهم عشق شده است و عشقی حقیقی در او شکل نگرفته است؛ البته زوجین برای ابراز محبت می توانند از این نوع جملات به هم بگویند، اما اگر بخواهند پس از از دست دادن همسرشان (مرگ همسر و …) به این جمله عمل کنند باید گفت در زمینه اعتقادات دینی تزلزل دارند، چون ما به این دنیا آمده ایم که امتحان پس بدهیم و بندگی خود را ثابت کرده و به دستورات دینمان عمل کنیم تا نتیجه آن را در دنیای ابدی بگیریم؛ هیچ کجای دین ما نگفته است که در صورت از دست دادن یک فرد (هر کسی می خواهد باشد) زندگی را رها کنید و بر طبل ناتوانی و افسردگی و خستگی از دنیا بکوبید.

این حرف درست است که در عشق اجباری نیست. انسان را نمی توان به جبر و زور عاشق کسی کرد، ولی وقتی زندگی مشترکی شروع می شود زن و شوهر در چارچوبی خاص قرار می گیرند و این گونه نیست که دیگر آزاد باشند و هر کاری دوست داشتند بکنند. احساس محبت و دوست داشتن باید قبل از ازدواج و موقع خواستگاری به وجود بیاید و پس از ازدواج باید در مسیری که دین مشخص کرده است حرکت کند؛ اینگونه نیست که که فردی به همسرش بگوید من یک ماه عاشق تو بودم و بدون هیچ دلیلی می خواهم عاشق دیگری شوم. این نوع تفکرات شیطانی است و اسلامی نیست.

پرسشگر گرامی؛ شما وقتی کتابی را مطالعه می کنید و با مطالبی چالش بر انگیز برخورد می کنید، نباید بی تفکر آن ها را قبول کنید و سبک زندگی تان را بر اساس آن تغییر دهید، بلکه باید ببینید نویسنده آن کتاب کیست، در چه فرهنگی بزرگ شده، چه تفکراتی دارد، مغرض است یا منصف و آیا تفکرات او با جهان بینی شما (که یک مسلمان هستید) تطبیق دارد یا نه؟ پس هر مطلبی از هر نویسنده ای را نباید بدون تحقیق و تفکر، درست بپندارید. چرا که تزریق تفکرات اشتباه و پرورش آن ها در ذهن، باعث ایجاد سوالاتی خواهد شد که پایه اشتباه دارند. وقتی مبانی فکری فردی اشتباه باشد، پاسخ های صحیحی که دریافت می کند را اشتباه خواهد دانست. امیدواریم همواره از این آفت فکری به دور باشید.

تذکر : حرف و سخن درست که دلیل و مدرک متقن داشته باشد و مخالف دین اسلام هم نباشد را هر کسی بگوید باید از او پذیرفت.

 

منبع:سالن عقد

اشتراک گذاری

قرار دادن یک دیدگاه