از کیم کارداشیان ضایع تر هم داریم؟!

0 458

دنیای مجازی پر شده از خبرهای مربوط به جزیی ترین مسائل ستاره ها یا همان به اصطلاح سلبریتی ها. کی چی می پوشد، چه عطری می زند، مارک کفشش چیست و با چه جواهری قرار است در فرش قرمز بعدی بدرخشد و فلان بازیگر چرا از نامزدش جدا شده یا با نامزد کدام سلبریتی سر و سرّی پیدا کرده و خیلی چیزهای دیگر؛ اما این سلبریتی های که کوچک ترین حرکت و رفتار و گفتارشان زیر ذره بین است، تا چه اندازه در الگوسازی برای نوجوان ها و جوان ها موفق بوده اند:؟ بچه های اروپایی و امریکای از چه کسانی در زندگی شان الهام می گیرند؟

تیلور سوئیفت بهترین، مایلی سایرس بدترین

نظرسنجی که در سال 2015 توسط «تودی پرنتس» انجام شد نشان داد که خیلی ها مایلی سایرس، خواننده آمریکایی را بدترین الگو برای نوجوان ها می دانند و در عوض معتقدند که تیلور سوییفت 25 ساله می تواند بهترین مدل باشد! البته در این نظرسنجی کارداشیان ها (کیم، کلوئه و کورتنی) هم به جایگاه بالایی در لیست بدترین الگوهای رفتاری برای نوجوان ها دست پیدا کردند؛ سلبریتی هایی که خیلی ها فقط فکر می کنند مشهور هستند تا مشهور باشند!

از کیم کارداشیان ضایع تر هم داریم؟!

 

براساس این نظرسنجی بدترین الگوها شامل آریانا گرانده، هدی مونتاگ، کاینی وست و نیکی میناج بود و حتی ورزشکار مشهوری همچون لوییس سوارز هم در این لیست دیده می شد.

مدل سازی از نوع آمریکایی؛ از کلیت ایستوود تا رونالد ریگان

ایندیپندنت ژورنال ریویو در سال 2015 براساس نتایج نظرسنجی که توسط سرویس نظرسنجی گوگل انجام شده بود، فهرستی از 16 الگوی برتر جوانان آمریکایی را منتشر کرد. این نظرسنجی نشان داد که کلینت ایستوود با اختلاف زیادی پیشتاز است. در این فهرست نام کسانی همچون رونالد ریگان در رتبه سوم، تام هنکس در ربته هفتم، تیلور سوییفت در رتبه یازدهم، آنجلینا جولی و دنزل واشنگتن به ترتیب در رتبه های 13 و 14 به چشم می خورد.

جالب اینکه در این نظر سنجی هم کارداشیان ها و مایلی سایرس با اختلاف زیادی به جایگاه بدترین الگو دست پیدا کردند. البته در نظرسنجی دیگری که توسط گروه بارنا و با شرکت نوجوان های 13 تا 17 ساله انجام شده بود، مشخص شد که فقط شش  ردصد از این گروه سنی، بازیگرها و خواننده ها را مدل های محبوب و تاثیرگذاری می دانند و فقط پنج درصدشان ورزشکارها را به عنوان الگو قبول دارند.

براساس این نظرسنجی، رهبران سیاسی و مذهبی با چهار درصد، رهبران اقتصادی و نویسنده ها با یک درصد و محققان وش خصیت های علمی نیز با یک درصد آرا در رتبه های بعدی قرار گرفتند. اگرچه در این نظرسنجی هم تیلور سوییفت، در کنار شخصیت هایی چون اوباما، اپرا وینفری، استیون اسپیلبرگ و… جزو محبوب ترین الگوها برای نوجوانان بود.

از کیم کارداشیان ضایع تر هم داریم؟!

 

الگوهای ورزشی، خوب، بد، زشت!

موسسه «سنجش افکار راسموسن ریپورتس» در مطالعه ای در سال 2013 سراغ هزار نفر از افراد بزرگسال آمریکایی رفت تا ببیند که آیا ورزشکاران حرفه ای الگوهای خوبی برای کودکان و نوجوانان هستند یا نه. نتیجه، کمی غیرمنتظره بود؛ چون فقط 15 درصد از بزرگسالان آمریکایی، ورزشکارها را الگوی خوبی برای بچه ها می دانند و درعوض 61 درصد فکر می کنند که ورزشکارهای حرفه ای مدل خوبی برای کودکان  و نوجوانان نیستند! آین در حالی است که در سال 2009 نتایج یک نظرسنجی در انلگستان نشان داده بود که برای این جوانان 13 تا 18 ساله اروپایی اهالی موسیقی، ورزشکارها، و بازیگرها، محبوب ترین الگوهای رفتاری هستند و درعوض سلبریتی های تلویزیون و کارآفرین ها و سیاستمداران کمترین محبوبیت را دارند.

دختران و پسران تهرانی می خواهند شبیه کی باشند؟

از احسان تا رامبد…

شهرزاد عبدیه: اتاقش پر از عکس چهره های معروف است؛ آدم هایی که شاید خودشان هم ندانند می توانند چقدر در زندگی یک نوجوان تاثیرگذار باشند. آدم هایی با همه کاستی ها و توانمندی های یک انسان که به دلایل مختلف از جمله شهرت تبدیل می شوند به الگوهایی دوست داشتنی برای جوانان یا نوجوانان، و کم کم نوع پوشش،  رفتار و حتی طرز فکرشان رخنه می کند در زندگی طرفداران شان. الگوی شما چه کسی است؟ معیارهای شما برای انتخاب الگو چه بوده؟ دوست دارید الگوی فرزند شما چه کسی باشد؟

نگاهی به یک تحقیق

یک دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و فرهنگ پایان نامه خود را با موضوع الگوهای اجتماعی دانش آموزان شرق تهران انجام داد. مطالعه ای که نتایج آن شاید برای تان جالب باشد. براساس این تحقیق احسان علیخانی، با 30 درصد آرا، محبوب ترین الگوی دانش آموزان دختر بود و رامبد جوان با 49 درصد آرا، صدرنشین الگوهای مودر علاقه دانش آموزان پسر.  پرطرفدارترین الگوی ورزشی دانش آموزان دختر و پسر به ترتیب، محمد موسوی و رونالدو هر کدام با 28 درصد آرا بودند.

از کیم کارداشیان ضایع تر هم داریم؟!

 

الگویم باش

اگر از آن دسته افرادی هستید که با خواندن این آمارها سر تکان می دهید و زیر لب به نوجوانان خرده می گیرید بد نیست به یک سوال اساسی جواب بدهید: آیا هر کدام از ما به عنوان افراد جامعه و خانواده و… الگوی دیگری به نوجوانان اریاه کرده ایم؟ اصلا آیا الگوبرداری از این افراد که یکی از مهمترین ویژگی های آنها شهرت است لزوما بد است یا خوب؟

دکتر امان ا… قرابی مقدم در پاسخ به این پرسش ها می گوید: «این الگوبرداری ها کاملا طبیعی هستند و نمی توان انتظاری غیر از این داشت چرا که یکی از کارهای نوجوانان و جوانان الگوبرداری و شخصیت سازی است و چیزی که باعث شده این افراد به عنوان الگوهای نوجوانان مطرح شوند شهرت آنهاست که آن را هم مدیون رسانه های جمعی هستند.»

این جامعه شناس در ادامه تاکید می کند: «الگوهای دوران نوجوانی در طول زمان تغییر می کنند و دوام زیادی نخواهندداشت. ضمن اینکه خیلی زود الگوهای جدیدی جایگزین آنها می شوند. درواقع این الگوها نهادینه نمی شوند. نسل جوان آنها را چند صباحی سرمشق خود قرار می دهند و بعد فراموش شان می کنند.»

وی جوانان را عامل نوگرایی و پویایی هر جامعه ای می داند و می افزاید: «اگرچه نوجوانان و جوانان الگوپذیر هستند اما نباید نقش تاثیرگذار آنها را در جامعه فراموش کرد. آنها الگوهایی را انتخاب کرده و سپس شروع به گسترش دیدگاه های تازه می کنند و این همان چیزی است که باعث حرکت رو به جلو و تغییر جوامع در طول تاریخ شده است. بنابراین همیشه هم نباید در برابر چیزهایی که به نظرمان خیلی با عقاید ما همخوانی ندارد ایستادگی کنیم چرا که شاید این انتخاب نگاهی نو به جهان باشد».

دکتر مجید ابهری، آسیب شناس و متخصص علوم رفتاری هم معتقد است کمبود نشاط اجتماعی و امکانات تفریحی و ورزشی یکی از علل گرایش بیشتر نوجوانان به انتخاب چنین الگوهایی بوده است. هرچند او هم تاکید می کند که انتخاب الگو یکی از نیازهای طبیعی نوجوانان و جوانان است ولی متذکر می شود که وقتی الگوی مناسبی از سوی نهادهای متولی ارائه نشود نوجوان خودش به دنبال الگو خواهدگشت و حتی ممکن است این الگوبرداری از روی نیازهای جسمی و جنسی و نه نیازهای تربیتی انتخاب شود.

از کیم کارداشیان ضایع تر هم داریم؟!

 

الگوهای بهتر می خواهید، آستین بالا بزنید

در عصر ارتباطات و زمانی که دیگر مانند گذشته نمی توان دسترسی نوجوانان به دنیای بیرون را محدود کرد طبیعی است که گاهی آنها انتخاب هایی داشته باشند که چندان به مذاق بزرگترها خوش نیاید. با این حال به طور حتم با اجبار و پند و نصیحت راهی به جایی نخواهید برد. دکتر ابهری با اشاره به اینکه مادچرا نوعی پرکاری فرهنگی بیرونی و کم کاری فرهنگی درونی شده ایم، یادآور می شود متاسفانه ما آموزش دینی را جایگزین تربیت دینی کرده ایم.

منظور از آموزش دینی ارائه مطالب نظری و مفهومی است. مطالبی که گذرا خواهندبود و خیلی زود به دست فراموشی سپرده می شوند، در حالی که تربیت نهادینه می شود و به گونه ای با فرد عجین می شود که جزیی از زندگی او خواهدشد. تربیت دینی توام با تعهد بوده و یکی از اهداف آن انتقاد ارزش ها از نسلی به نسل دیگر است.

در تربیت اسلامی، خود والدین به عنوان الگوهای رفتاری فرزندان شان عمل می کنند و به جای اینکه در گفتار، امر و نهی کنند، در رفتار خود به طور غیرمستقیم به آنها آموزش می دهند. فرزندی که والدینش دروغ نمی گویند در عمل می آموزد که دروغ نگوید. برهمین اساس الگوهایی که جامعه به نوجوانان ارائه می دهد می تواند مهم باشد چرا که یک الگوی ضداخلاقی به گفته دکتر ابهری می تواند تاثیرات مخربی داشته باشد و همین امر وظیفه سنگینی را بردوش افرد مشهور که جوانان از آنها الگوبرداری می کنند قرار می دهد.

جای خالی یک زن

یک نکته جالب و شاید هم سوال برانگیز در آمارهای تحقیق بالا این بود که در بین الگوهای دانش آموزان دختر حتی یک خانم هم وجود نداشت. دکتر قرایی مقدم علت این مساله را تا حدودی مردسالار بودن جامعه می داند و می گوید: «واقعا کدام یک از چهره های مشهور خانم به اندازه این افراد شهرت دارند؟ خب طبیعی است که در جامعه ای با ریشه های مردسالارانه، بیشتر و شاید هم تمام الگوهای دختران نوجوان را مردها تشکیل دهند».

دکتر ابهری اما علت انتخاب الگوهای مردانه توسط دختران نوجوان را به ظاهر و رابطه جنسیتی نسبت می دهد و معتقد است که دخترها اغلب در سنین 10 تا 16 سالگی مردانی با ظاهر خوب را به عنوان چهره محبوب انتخاب می کنند و چنین انتخاب هایی مربوط به سال های اخیر نیست.

الگوبرداری خوب یا بد؟

دکتر مهدی دوایی، روانشناس: الگوبردرای مانند یک شمشیر دولبه است که می تواند خوب یا بد باشد. الگبورداری یا به قول روان شناسان یادگیری مشاهده ای، یکی از مباحث مهم روان شناسی است. همه ما به صورت طبیعی از طریق مشاهده رفتار دیگران از آنها چیزهایی می آموزیم و با رفتارمان دیگر را تحت تاثیر قرار می دهیم؛ اما اینکه فردی را به عنوان الگو انتخاب کنیم یک موضوع قابل بحث و بررسی است. انتخاب الگو کاملا طبیعی است و یک نوجوان به دلیل میل و گرایش به هویت جویی و علاقه به اینکه از دیگران متمایز باشد سعی می کند از فردی الگوبرداری کند و طبیعی است که افراد مشهور بیشتر از سایرین مورد توجه قرار می گیرند.

نکته مهم در این الگوبرداری، انتخاب الگوها هستند چرا که همین الگوها می توانند فرد را به سوی یک هویت موفق یا هویت شکست سوق دهند. منظور از هویت موفق این است که فرد بتواند به الگوی خود اتفخار کند و هویت شکست زمانی شکل می گیرد که چیز های سازنده هویت فرد برای او دوست داشتنی و قابل احترام نباشند. به طور مثال ممکن است کسی اسم خودش را دوست نداشته باشد. این مساله در شکل گیری هویت شکست موثر است. همان طور که اشاره شد یکی از عوامل سازنده هویت، الگوها هستند. اگر فرد به این نتیجه برسد که الگوی او چیزی برای ارائه ندارد و نمی توان به او افتخار کرد گامی به سوی هویت شکست برداشته است.

اما شاید بپرسید چرا یک نفر باید الگویی را انتخاب کند که او را قابل افتخار نمی داند و ویژگی مثبتی در او نمی بیند؟ جواب را باید در کمبودهای این فرد جست و جو کرد. این فرد به دلیل کمبودهایش از انتخاب این الگو به عنوان نوعی مکانیزم دفاعی بهره می گیرد. بنابراین در یک کلام می توان گفت اصلا اشکالی ندارد اگر یک نوجوان از یک هنرپیشه، مجری، ورزشکار و… الگوبرداری کند.

نکته مهم این است که واقعا این الگو کیست و چه ویژگی هایی دارد. اگر این فرد ویژگی های مثبتی داشته باشد این الگوبرداری مشکل ساز نخواهدبود. اگر می خواهیم فرزندان مان الگوهای مناسبی داشته باشند یاد خودمان به عنوان پدر و مادر که نخستین الگوهای او هستیم الگوی خوبی باشیم. در این صورت در آینده هم فرزندمان به دنبال یافتن الگوهای خوبی خواهدبود.

منبع: برترینها

اشتراک گذاری

قرار دادن یک دیدگاه